السيد موسى الشبيري الزنجاني
5777
كتاب النكاح ( فارسى )
قسم مىخورد كه اگر حاضر نشوى در آفتاب مىايستم و تا موافقت نكنى زير سايه نمىروم . اينجا ديگر فاطمه ازدواج را مىپذيرد . اين قضيه را اصيل الدين فرزند خواجه طوسى كه معاصر علامه حلى است در كتاب انساب خود به نام كتاب « اصيلى » آورده است . مجدى كه از معاصرين شيخ طوسى به شمار مىرود و كتاب وى از كتب معتبر انساب است ؛ نوشته وقتى فاطمه ازدواج را پذيرفت بعضى تعجب كردند كه او چطور قبول كرده است . فاطمه در جواب مىگويد : « ما كنت بغيّاً و لا كان الحسن نبياً . . . » من كه اهل فحشا نيستم ، حسن هم پيامبر نيست تا نتوان با همسران او ازدواج كرد . خلاصه اين ازدواج واقع شده و مورد انكار ائمه اطهار نيز قرار نگرفته كه بگويند اين عقد باطل است . مورد دوم : ازدواج سكينه بنت الحسين با مصعب بن زبير برادر عبد الله بن زبير است . اينها هيچ كدام عارف يا مستضعف به آن معناى خاصى كه صاحب حدائق مىگويد نيستند و با وجود اين ، اين ازدواجها صحيح بوده و از آنها نهى نشده است . نكته چهارم : بعضى از فقهاء كه قائل به جواز نكاح مخالفين شدهاند رواياتى از قبيل « 1 » ان العارفة لا توضع إلّا عند العارف را حمل بر كراهت كردهاند ، در اين صورت آيا مىتوان فعل پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را حمل بر كراهت نمود ؟ ممكن است در پاسخ گفته شود كه ازدواج با مخالفين به عنوان اولى منهى نيست ، بلكه به عنوان ثانوى و به لحاظ تأثيرگذارى منفى تحريماً يا تنزيهاً آن را منع كردهاند و چون اين احتمال خطر در مورد رسول اكرم صلى الله عليه و آله وجود ندارد ، كراهت هم نخواهد داشت به علاوه شرايط اجتماعى و سياسى آن دوره نيز در اين مسأله بىتاثير نمىباشد و كراهت چندان قوتى ندارد كه در مقابل آن مقاومت كند . نكته پنجم : حال با صرف نظر از ادله معارض ، اين سؤال پيش مىآيد كه آيا اين
--> ( 1 ) - براى نمونه مراجعه كنيد به وسائل الشيعة آل البيت ، ج 20 ، ص 579 و 577 .